', peelImage : 'http://rozup.ir/up/nightskin/Documents/peel_image.png', clickURL : 'http://danestanivasargarmi.parsiblog.com/', gaTrack : true, gaLabel : '#1 Stegosaurus', autoAnimate: true, debug : false }); });
سفارش تبلیغ
صبا ویژن

مار: آیا می‌دانید از بین تمام موجودات زمین مارها بیشترین حساسیت را به زلزله دارند؟ در فناوری‌های پیشرفته از مارها برای پیش بینی زلزله استفاده می‌کنند. مارها حتی می‌توانند سه تا پنج روز قبل و از فاصله‌ی 120 کیلومتری زلزله را تشخیص بدهند. خرس: آیا می‌دانید یکی از عجیب‌ترین موجودات در حیات وحش، خرس قطبی است؟ با کمی مطالعه در زمینه نواحی بی‌نهایت سرد و غیرقابل زیست قطبی می‌توان به راحتی به این موضوع پی برد. خرس‌های قطبی در طول مدت خواب زمستانی خود مجبورند که انرژی زیادی ذخیره کنند. دانشمندانی که عمر خود را برای کشف عجایب زندگی این خرس‌ها صرف کرده‌اند، اعتقاد دارند که چربی بدن این خرس‌ها از نوع چربی قهوه‌ای است که ماندگاری بالاتری دارد و در مقایسه با حجم مساوی از آن در برابر چربی سفید، انرژی بیشتری تولید می‌کند. قورباغه: آیا می‌دانید قورباغه‌ها هم پرواز می‌کنند؟ بعضی از قورباغه‌ها با استفاده از انگشتان پره دارشان به عنوان بال پرواز، از این درخت به آن درخت می‌پرند. این قورباغه‌های درختی در جنگل‌های بارانی مناطق استوایی زندگی می‌کنند و در حالی‌که روی شاخه‌ها راه می‌روند، حشرات را شکار می‌کنند.سگ: آیا می دانید سگ خانگی یکی از حیوانات کاری و نیز هم نشین انسان ها بوده و هست. او حمایت از صاحب خویش را وظیفه خود می داند و هم چنین از هوش فراوانی برخوردار است. سگ ها دارای حواسی مشابه انسان می باشند و درست مانند انسان ها خواب می بینند. کوسه: آیا می‌دانید کوسه‌ها در حقیقت موجودات خطرناکی نیستند؟ برخورداری از موهبات فراوانی، کوسه را ‌ به یکی از نادرترین شکارچیان کره زمین تبدیل کرده است. بسیاری از کوسه‌ها برای حمله آفریده شده‌اند، اما همه آنها حمله نمی‌کنند. در واقع بیشتر کوسه‌ها برای انسان بی‌ضرر هستند (مانند کوسه نهنگی) و فقط گونه‌های محدودی تا کنون خطرناک شناخته شده‌اند. این سلاطین اقیانوس‌ها برای صنعت اکوتوریسم غواصی نیز منبعی پر درآمد به حساب می‌آیند.






تاریخ : شنبه 93/5/18 | 9:23 عصر | نویسنده : mohamad davodi | نظرات ()

به گزارش مشرق به نقل از باشگاه خبرنگاران، از جمله مهم ترین شرکت های ساخت تلفن های هوشمند که تقریبا تمام محصولات خود را بر مبنای سیستم عامل اندروید می سازند می توان به ""Samsung  ، " "HTC ، ""Sony ، ""LG و خود گوگل اشاره کرد. البته رقابت اصلی برای ساخت برترین گوشی های تلفن همراه نیز در میان همین شرکت ها است. اما برترین اسمارت فون‌های سال گذشته‌ی میلادی که دیدن آنها خالی از لطف نیست از این قرارند: 5) Galaxy Note IIشاید اولین چیزی که موقع دیدن این گوشی از خود پرسیده اید، این است که "این یک گوشی است یا تبلت؟!" یا "چطور می توان آن را در جیب قرار داد؟!" در واقع می توان این گوشی را دلیل بوجود آمدن اصطلاح "Phablet” دانست چرا که این گوشی تقریبا تمام ویژگی های یک تبلت را نیز داراست. صفحه ی لمسی با وضوح بسیار بالا و و با اندازه ی 5.5 اینچ به همراه پردازنده های قوی و 2 گیگابایت رم، 16 گیگابایت حافظه ی داخلی، بهره گیری از اندروید4.1.1   و از همه جالب تر، خودکار این گوشی که می توان گفت یکی از دلایل مشهور شدن این گوشی است و بسیاری امکانات دیگر این گوشی را به پنجمین گوشی سال 2013 میلادی تبدیل کرده است. حدود قیمت این گوشی در ایران: از 1,245,000 تا 1,300,000 تومان 4) LG Nexus 5همواره وقتی که سخن از مقایسه ی سخت افزار گوشی ها میان بیاید، گوگل گوی سبقت را از آن خود خود کرده است.Nexus 5 آخرین مدل از گوشی های قدرتمند نکسوز است که با همکاری گوگل و LG ساخته شد. از نقاط قوت این گوشی نسبت به مدل های قبل تر می توان به استفاده از اندروید 4.4 و قیمت مناسب آن نسبت به امکانات زیادش اشاره کرد. پردازنده Quad-core 2.3 GHz ، 2 گیگابایت رم ، صفحه ی لمسی 4.95 اینچ با وضوح بسیار بالا، حافظه ی داخلی تا 16 گیگابایت و دوربین 8 مگاپیکسل با فیلم برداری Full HD از دیگر امکانات این گوشی ست. البته یکی از نقاط ضعف این گوشی عدم امکان دسترسی به حافظه ی خارجی ست. حدود قیمت این گوشی در بازار ایران از 1,360,000 تا 1,444,000 تومان است.3) Xperia ZLسازنده های ژاپنی فقط بخاطر تلویزیون ها و پلی استیشن هایشان مشهور نیستند. Sony با عرضه ی سری گوشی های Xperia نشان داد که واقعا یکی از غول های الکترونیکی جهان است که در هیچ زمینه ای کم نخواهد آورد.این مدل از گوشی های Xpeia با ظاهری زیبا و امکانات فوق العاده اش یکی از موفق ترین گوشی های سال بود. این گوشی را نمی توان تنها یکی از بهترین گوشی های سال برشمرد بلکه اولین گوشی در ارائه ی صفحه های با کیفیت 1080p درمیان اسمارت فون ها دانست. این گوشی دارای صفحه ی نمایش Full HD با رزولوشن 1920 در 1080 است و جالب است بدانید اگر این گوشی را تا 30 دقیقه در آب نگه دارید، هیچ مشکلی پیدا نخواهد کرد. پردازنده ی این گوشی از مدل "1.5 GHz Quad-core Krait" بوده و 2 گیگابایت رم به همراه 32 گیگ حافظه را عرضه می کند و سیستم عامل آن اندروید 4.1 است. حدود قیمت این گوشی در بازار ایران از 1,210,000 تا 1,215,000 تومان است.2) HTC oneبه جرئت می توان گفت که این گوشی توانسته در رقابت با دیگر برندها، به سختی رقبا را شکست دهد. این گوشی را از هر جهت می توان یکی از تجربه های موفق HTC به شمار آورد. شاید اولین نکته ای که با بدست گرفت این گوشی متوجه آن می شوید، بدنه ی آلومینیومی آن است که حقیقتا هنگام استفاده از آن به شما احساس راحتی می دهد. اما اگر از مسائل ظاهری بگذریم، HTC one یکی از بهترین ها از جهت سخت افزار هم بوده است. صفحه ی نمایش Full HD ، پردازنده ی 1.7 GHz Quad-core Krait 300 ، 2 گیگابایت رم و همینطور سیستم پخش صدای فوق العاده که می توان آن را هم ارز با اسپیکر های audio stereo speakers دانست. همچنین دوربین بسیار قدرتمند 8 مگاپیکسل که در نور بسیار کم هم می تواند تصاویر بسیار خوبی بگیرد. این گوشی با 5 طرح مختلف از موفق ترین گوشی های 2013 به شمار می رود. حدود قیمت این گوشی در بازار ایران از 1,440,000 تا 1,890,000 تومان است.1)Galaxy S4  و اما بهترین اسمارت فون لیست ما چیزی نیست جز Galaxy S4. در اینجا هم می توان بدنه ی آلومینیومی ""HTC one را بر روی اسکلت این هیولا دید. این گوشی در دو مدل مختلف بسته به کشور اقامت شما عرضه می شود! تفاوت این دو در پردازنده ی آنهاست که مدل اول GT-i9500 دارای پدازنده ی Exynos 5 Octa-core processor و دومی GT-i9505 دارای پردازنده ی Quadcore Snapdragon 600 processor است که هر دو را برای پردازش اپلیکیشن ها و بازی ها بسیار قدرتمند کرده است.غیر از این شما در این گوشی از 2 گیگابایت رم و 32 گیگابایت حافظه ی داخلی که با استفاده از حافظه ی خارجی micro SD قابل ارتقاء است، بهره مند هستید. باتری این گوشی هم از جدیدترین فناوری ها بهره برده که می تواند تا مدت بسیار زیادی، گوشی را آماده بکار برای استفاده کننده نگه دارد. و آخرین نکته درباره ی Galaxy S4 قابلیت های نرم افزاری بسیار کارآمد و بهره مندی از فناوری NFC است.






تاریخ : پنج شنبه 93/5/16 | 9:44 عصر | نویسنده : mohamad davodi | نظرات ()
. این نوع از گاز به خاطر همین حساسیت، بسیار خاص می باشد. دانشمندان به آن پلاسما* می گویند.(* پلاسما حالت چهارم ماده است. در خیلی جاها این چنین آموزش می دهند که ماده دارای سه حالت جامد، مایع و گاز است. پلاسما گاز شبه خنثایی از ذرات باردار و خنثی است که رفتار جمعی از خود ارائه می‌دهد. به عبارت دیگر می‌توان گفت که واژه پلاسما به گاز یونیزه شده‌ای اطلاق می‌شود که همه یا بخش قابل توجهی از اتمهای آن یک یا چند الکترون از دست داده و به یونهای مثبت تبدیل شده باشند. یا به گاز به شدت یونیزه شده‌ای که تعداد الکترونهای آزاد آن تقریبا برابر با تعداد یونهای مثبت آن باشد، پلاسما گفته می‌شود. توضیحات بیشتر را در ادامه مقاله مطالعه خواهید نمود.) نه سیاره و قمرهایشان، ده ها هزار خرده سیاره و چندین تریلیون شهاب سنگ به دور خورشید در گردشند. خورشید و همه این اجرام در منظومه شمسی می باشند. زمین با میانگین فاصله تقریبی 149.600.000 کیلومتر از خورشید در حرکت است. شعاع خورشید (فاصله بین مرکز تا سطح آن) حدود 695.500 کیلومتر، تقریبا 109 برابر شعاع زمین است. مثال زیر به شما کمک می کند تا مقیاس خورشید، زمین و فاصله بین آنها را تصور کنید: اگر شعاع زمین را به اندازه عرض یک گیره کاغذ معمولی تصور کنیم، شعاع خورشید تقریبا برابر با پایه یک میز تحریر و فاصله آنها حدودا به اندازه 100 قدم خواهد بود. قسمتی از خورشید که ما می بینیم دمایی حدود 5500 درجه سانتیگراد دارد. ستاره شناسان دمای ستارگان را با واحدی به نام کلوین (Kelvin) اندازه گیری می کنند و به طور خلاصه آن را K می نویسند. یک کلوین دقیقا برابر با 1 درجه سلسیوس یا 1.8 درجه فارنهایت است، اما تفاوت واحد کلوین با واحد سلسیوس در نقطه شروع آنهاست. مقیاس واحد کلوین از صفر مطلق که برابر است با 273.15 – درجه سانتیگراد آغاز می شود. بنابراین دمای سطح خورشید 5800K و دمای هسته خورشید بیش از 15میلیون K می باشد.انرژی خورشید به واسطه واکنش های ترکیبی اتمی در اعماق هسته آن تامین می شود. در یک واکنش ترکیبی دو هسته اتم با یکدیگر همراه شده و هسته ای جدید را به وجود می آورند. این ترکیب با تبدیل اجزای هسته به انرژی، تولید انرژی می کند. خورشید مانند زمین مغناطیسی است. دانشمندان با در نظر گرفتن میدان مغناطیسی یک جرم، خاصیت مغناطیسی آن جرم را تشریح می کنند. میدان مغناطیسی محدوده ای است که از همه فضای اشغال شده توسط یک جرم و بیشتر فضای پیرامون آن شامل می شود. دانشمندان محدوده ای که در آن نیروهای مغناطیسی شناسایی می شوند(مثلا به وسیله قطب نما) را میدان مغناطیسی می نامند. فیزیکدانان خاصیت مغناطیسی یک جرم را بر اساس قدرت میدان مغناطیسی آن توصیف می کنند. این قدرت برابر است با نیرویی که یک میدان مغناطیسی بر یک جسم مغناطیسی مانند سوزن قطب نما اعمال می کند. قدرت میدان مغناطیسی عمومی خورشید تنها دو برابر قدرت میدان مغناطیسی زمین می باشد. ولی میدان مغناطیسی خورشید در مناطق کوچکی به شدت متمرکز است، با قدرتی معادل 3000 بار بیشتر از اندازه میدان مغناطیسی عمومی آن. این مناطق شکل دهنده ساختمان خورشید و به وجود آورنده ترکیبات سطح و اتمسفر آن یعنی منطقه ای که ما می بینیم می باشند. مناطق نسبتا سرد و لکه های خورشیدی، فوران های بسیار دیدنی که به آنها زبانه های خورشیدی می گویند و شعله های تاج خورشید، شکل کلی سطح خورشید را ایجاد می نمایند. زبانه های خورشیدی شدیدترین انفجار و فوران در منظومه شمسی می باشند. سپس شعله های تاج خورشید که دارای شدتی کمتر از زبانه ها و محتوی مقدار بسیار زیادی ماده می باشند. تنها یک فوران در تاج خورشید می تواند حدود 20 بیلیون تن ماده را در فضا پخش کند. یک مکعب از جنس سرب که هر ضلع آن برابر با 1.2 کیلومتر است می تواند چنین جرمی داشته باشد. خورشید 4.6 بیلیون سال پیش متولد شد و سوخت لازم برای اینکه تا 5 بیلیون سال دیگر به همین صورت باقی بماند را دارد. پس از آن اندازه خورشید آنقدر بزرگ می شود تا اینکه به نوعی از ستاره به نام غول سرخ تبدیل می شود. در آن هنگام لایه های بیرونی خود را با فراافکنی از دست می دهد. با فرو ریختن آنچه از خورشید باقی می ماند، به جرمی با نام کوتوله سفید تبدیل می شود و آرام آرام روشنایی خود را از دست می دهد و سرانجام وارد دوره جدید زندگی خود، به شکل یک جرم کم نور و سرد که گاهی به آن کوتوله سیاه می گویند، می شود. مشخصات خورشید جرم و چگالی جرم خورشید 99.8 درصد از جرم کل منظومه شمسی است. این جرم معادل عدد 1027 X2 تن می باشد که با یک 2 و بیست وهفت صفر مقابل آن نوشته می شود. جرم خورشید 333.000 برابر جرم زمین است. میانگین چگالی آن حدود 90 پوند در هر فوت مکعب و یا 1.4 گرم در هر سانتیمتر مکعب می باشد. این مقدار تقریبا معادل 1.4 برابر چگالی آب و کمتر از یک سوم میانگین چگالی زمین است. ترکیب بندی بیشتر اتمهای خورشید، مانند اغلب ستارگان، اتمهای عنصر شیمیایی هیدروژن می باشند. بعد از هیدروژن، عنصر هلیوم در خورشید بسیار یافت می شود و بقیه جرم خورشید از اتمهای هفت عنصر دیگر تشکیل شده است. به ازای هر 1 میلیون اتم هیدروژن در کل خورشید، 98.000 اتم هلیوم، 850 اتم اکسیژن، 360 اتم کربن، 120 اتم نئون، 110 اتم نیتروژن، 40 اتم منیزیوم، 35 اتم آهن و 35 اتم سیلیکون وجود دارد. بنابراین حدودا 94 درصد از اتمها، هیدروژن و حدود 0.1 درصد اتمهایی غیر از هیدروژن و هلیوم می باشند. اما هیدروژن سبک ترین عنصر است و 72 درصد از جرم این ستاره را تشکیل می دهد. هلیوم 26 درصد از جرم خورشید را به خود اختصاص داده است.درون خورشید و بیشتر اتمسفر آن از پلاسما تشکیل شده است. پلاسما گازی است که دمای آن به قدری زیاد است که به نیروی مغناطیسی حساس می باشد. دانشمندان گاهی به تفاوتهای بین گاز و پلاسما بسیار تاکید کرده و پلاسما را حالت چهارم ماده، در کنار سه حالت جامد، مایع و گاز، می نامند. ولی در حالت کلی، دانشمندان تنها در صورت لزوم بین گاز و پلاسما تفاوت قائلند. تفاوت اساسی بین گاز و پلاسما متاثر از حرارت بسیار شدید است: این حرارت باعث جدا شدن اتهای گاز می شود. آنچه باقی می ماند – یعنی پلاسما – از اتمهای باردار به نام یون و ذرات باردار به نام الکترون که به طور مستقل حرکت می کنند، تشکیل شده است. یک اتم خنثی شامل یک یا چند الکترون است که مانند یک پوسته در اطراف هسته مرکز اتم عمل می کنند. هر الکترون حامل یک بار منفی الکتریکی است. هسته در قلب مرکزی یک اتم جای گرفته است که تقریبا همه جرم اتم را دارد. ساده ترین شکل هسته، که همان هسته هیدروژن است، از یک ذره به نام پروتون تشکیل شده است. یک پروتون حامل یک بار مثبت الکتریکی است. بقیه شکل های هسته شامل یک یا چند پروتون و یک یا چند نوترون می باشند. نوترون بار الکتریکی ندارد بنابراین بار الکتریکی همه هسته ها مثبت است. یک اتم خنثی به تعداد پروتونهایش، الکترون دارد بنابراین مجموع بارهای آن برابر با صفر است. یک اتم یا مولکول که یک یا چند الکترون خود را از دست بدهد بار مثبت پیدا می کند و به آن یون یا یون مثبت می گویند. بیشتر اتمهای خورشید، یونهای مثبت هیدروژنند. بنابراین، بیشتر خورشید شامل پروتون و الکترون های مستقل است. مقدار نسبی پلاسما و دیگر گازها در یک منطقه مشخص شده از اتمسفر خورشید به دمای آن منطقه بستگی دارد. با افزایش دما، اتمهای بیشتر و بیشتری یونیزه می شوند و اتم های یونیزه شده الکترون های بیشتر و بیشتری از دست می دهند. تاج خورشید نام منطقه ای از اتمسفر خورشید است که بیش از هر جای دیگر در اتمسفر خورشید، یونیزه شده است. دمای تاج خورشید معمولا بین 3 میلیون K تا 5 میلیون K یعنی دمایی فراتر از دمای لازم برای جدا کردن بیش از نیمی از 26 الکترون اتم آهن می باشد.




تاریخ : پنج شنبه 93/5/16 | 9:39 عصر | نویسنده : mohamad davodi | نظرات ()
یعقوب پیامبر خدا ، در کنعان زندگی می‏کرد. یعقوب دوازده پسر داشت، که کوچک‏ترین آنها یوسف و بنیامین بودند. این دو برادر از زن دوم یعقوب به اسم راحیل بودند که همسری مهربان و فداکار بود. وقتی راحیل دومین فرزندش را که به دنیا آورد، از دنیا رفت. این اتفاق برای یعقوب خیلی دردناک بود. یوسف و بنیامین هم از مرگ مادرشان خیلی رنج می‏بردند و غصه می‏خوردند. برای همین یعقوب به آنها بیشتر از قبل توجه و محبت می‏کرد. یعقوب روز به روز علاقه‏اش به یوسف بیشتر می‏شد. یوسف پسری دوست داشتنی بود. او چهره ای بسیار زیبا و قلبی بی‏نهایت مهربان داشت. اما برادران ناتنی یوسف ، به او حسودی می‏کردند و دوست نداشتند که پدرشان به او محبت کند.یک شب یوسف خواب عجیبی دید. صبح با عجله پیش پدرش یعقوب رفت و گفت: " دیشب من خواب دیدم که خورشید و ماه و یازده ستاره از آسمان پایین آمدند دور من حلقه زدند و در برابر من سجده کردند." یعقوب که معنی خواب‏ها را می‏دانست یوسف را در آغوش گرفت و به اوگفت: "پسرم این خواب نشان می‏دهد که تو در آینده به قدرت می‏رسی و همه به تو احترام می‏گذارند. منظور از آن یازده ستاره برادرانت هستند. و خورشید و ماه هم من و مادرت راحیل هستیم. خداوند تو را به پیامبری انتخاب خواهد کرد و آینده‏ی خوبی در انتظار توست. اما یادت باشد که خوابت را برای هیچ کس تعریف نکنی . این خواب باعث شد که علاقه یعقوب به یوسف خیلی بیشتر از قبل شود. از طرف دیگر برادران یوسف خیلی از این وضع ناراحت بودند و حسادت آنها نسبت به یوسف کم کم به دشمنی تبدیل شد. آنها به این نتیجه رسیده بودند که یوسف علت اصلی کم توجهی پدر به آنهاست و باید هر طور شده یوسف را از پدر دور کنند. تقریباً همه‏ی برادران یوسف بر این عقیده بودند که او را بکشند یا به سرزمینی دور ببرند و او را همانجا رها کنند تا از گرسنگی و تشنگی هلاک شود. اما یکی از برادران به نام روبین، با این کار مخالفت کرد و گفت: " من فکر بهتری دارم. اگر می‏خواهید او را از پدر دور کنید، او را در یک چاه بیندازید تا کاروان‏هایی که برای بردن آب می‏آیند او را ببینند و با خود ببرند." بعد از گفتگوهای زیاد بالاخره همگی نظر روبین را قبول کردند و قرار شد هر چه زودتر نقشه خود را اجرا کنند. غروب همان روز، وقتی از صحرا برگشتند، پیش یعقوب رفتند و گفتند: " پدرجان! مدتهاست که یوسف به گردش و تفریح نرفته است. بگذارید او فردا با ما به کوه و دشت بیاید و از تماشای طبیعت لذت ببرد." یعقوب در جواب گفت: "فرزندان عزیزم! دوری از یوسف برای من خیلی سخت است. از طرفی یوسف هنوز کوچک است و من می ترسم که شما نتوانید خوب از او مراقبت کنید و حیوانات وحشی به او حمله کنند." برادران یوسف با این حرف حسادتشان بیشتر شد و با اینکه خیلی عصبانی شده بودند اما به روی خودشان نیاوردند و گفتند: " پدر جان! ما حالا جوان‏های بزرگ و نیرومندی شده ایم و با تمام وجود از یوسف مراقبت می‏کنیم. ما نمی‏گذاریم هیچ اتفاقی برای او بیفتد." آنقدر اصرار کردند تا بالاخره یعقوب راضی شد. برادران از اینکه توانسته بودند مرحله ی اول نقشه شان را اجرا کنند خیلی خوشحال شدند. صبح روز بعد برادرهای یوسف پیش او رفتند و شروع به ناز و نوازش او کردند. آنها با چرب زبانی به یعقوب اطمینان دادند که کاملاً مواظب برادر کوچک‏شان هستند و بعد خدا حافظی کردند و به راه افتادند اما این محبت ظاهری خیلی زود به پایان رسید. برادران کینه توز وقتی کاملاً از خانه دور شدند، شروع کردند به آزار و اذیت یوسف. وقتی یکی از آنها یوسف را می‏زد، یوسف به دیگری پناه می‏برد. اما دیگری هم به جای پناه دادن به یوسف او را مسخره می‏کرد و کتک می‏زد. برادران سنگ‏دل، یوسف را کنار چاهی بردند، پیراهنش را به زور از تنش در آوردند و بعد او را داخل چاه انداختند. چاه خیلی عمیق بود، اما یوسف به لطف خدا هیچ آسیبی ندید. برادرهای بدجنس، کمی دورتر نشستند و منتظر شدند. کاروانی خسته و تشنه از راه رسید. یکی از افراد کاروان برای برداشتن آب به کنار چاه آمد، سطل را داخل چاه انداخت و بعد از چند لحظه شروع به بالا کشیدن آن کرد، سطل خیلی سنگین شده بود. یوسف از این فرصت استفاده کرده و خود را به سطل آویزان کرد. مرد با زحمت زیاد سطل را بالا کشید. وقتی چشمش به یوسف افتاد، با هیجان فریاد زد: " بیایید ببینید چه چیزی پیدا کرده‏ام! یک نوجوان!" آنها تصمیم گرفتند یوسف را با خود به مصر ببرند و به عنوان برده در بازار بفروشند برادران یوسف که از دور این ماجرا را می‏دیدند به سمت آنها دویدند و گفتند: " این نوجوان برده‏ی ما ست، ولی چون خوب کار نمی‏کند حاضریم او را به شما بفروشیم." افراد کاروان قبول کردند و یوسف را به قیمتی ارزان خریدند. کاروان، به طرف مصر حرکت کرد و برادران یوسف که بسیار خوشحال شدند. بعد از مدتی که مطمئن شدند کاروان از آنجا دور شده و یوسف دیگر نمی‏تواند برگردد، حیوانی را سر بریدند و مقداری از خون آن را روی پیراهن یوسف ریختند و بعد به طرف خانه به راه افتادند. هوا داشت تاریک می‏شد که به خانه رسیدند. پدر که بی‏صبرانه منتظر رسیدن فرزند عزیزش بود، بچه‏هایش را از دور دید و به طرفشان دوید. اما هر چه نگاه کرد یوسف را در بین آنها ندید. یعقوب تکان سختی خورد. بر خود لرزید و پرسید:" عزیزان من! پس یوسف کجاست؟" تا یعقوب این جمله را گفت، فرزندانش زیر گریه زدند و در حالیکه به دروغ اشک می‏ریختند، گفتند: " ما مشغول بازی بودیم. چون یوسف کوچک بود و نمی‏توانست با ما مسابقه بدهد، او را کنار وسایلمان گذاشتیم . اما آنقدر سرگرم مسابقه شدیم که نفهمیدیم گرگ به برادرمان حمله کرده و او را خورده است." بعد برای اینکه حرفشان را ثابت کنند، پیراهن یوسف را که خودشان خون آلود کرده بودند، به یعقوب نشان دادند. پدر هوشیار و با تجربه همینکه چشمش به پیراهن خون آلود اما سالم یوسف افتاد، همه چیز را فهمید. چون اگر گرگ واقعاً یوسف را دریده بود، باید پیراهن از چند جا پاره می‏شد. اما آن پیراهن کوچک‏ترین خراشی هم نداشت. برای همین رو به فرزندانش کرد و گفت: "شما دروغ می‏گویید. کینه و دشمنی شما باعث شد که یوسف را از من دور کنید." یعقوب با وجود غم و غصه فراوان ناامید نشد و از خدا یاری خواست و گفت: " اگر چه دوری از یوسف برایم زجر آور است ولی امیدوارم روزییوسف را دوباره سلامت ببینم!" از آن سو کاروانی که یوسف را خریده بود وارد مصر شد و یوسف را به عزیز مصر فروخت. یوسف در خانه‏ی عزیز مصر در آسایش و راحتی کامل بود. او خدا را شکر کرد و هیچوقت کاری بر خلاف دستور خداوند انجام نداد. بعدها او به مقام پیامبری رسید و یکی از فرمانروایان مصر شد. اما قدرت و ثروت، باعث نشد که او پدر و خانواده‏اش را فراموش کند. مدتی بعد کشور مصر دچار خشکسالی شد برای همین مردم از نقاط دور و نزدیک به نزد یوسف می‏آمدند تا آذوقه بگیرند روزی برای حضرت یوسف خبر آوردند: یازده مرد که همه برادر هستند، آمده‏اند تا از شما قدری گندم و غلات بگیرند. حضرت یوسف از نشانی‏هایی که به او دادند فهمید که آنها برادرانش هستند، اجازه داد تا وارد شوند. برادران که پس از چهل سال حضرت یوسف را می‏دیدند نشناختند. اما وقتی او را شناختند، از کرده خود پشیمان و شرمگین شدند، اما حضرت یوسف آنها را هم بخشید و از حال پدر پرسید. چندی نگذشت که آنها را با کاروانی از خوار و بار و یک پیراهن از خود به سوی پدر راهی کرد. یعقوب وقتی پیراهن حضرت یوسف را روی چشم‏هایش انداخت، بینا شد. به این ترتیب، یعقوب فهمید که صبر و بردباری بعد از چهل سال نتیجه داده است.




تاریخ : پنج شنبه 93/5/16 | 9:24 عصر | نویسنده : mohamad davodi | نظرات ()
نکاتی جالب در مورد بهشت و جهنم چاه فلق:فلق چاهی است در جهنم که اهل جهنم از شدت حرارت و خوف و ترس آن چاه به خداوند پناه می برند. این چاه از خداوند اذن خواست که نفس بکشد خداوند هم به آن اذن داد ، وقتی نفس کشید جهنم پر از آتش شد .از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است : در جهنم یک وادی از آتش است که اهل جهنم از حرارت آن روزی 70 هزار بار به خداوند پناه می برند . و در آن وادی ، اتاقی از آتش است و در آن اتاق ، چاهی از آتش است و در داخل آن چاه ، تابوتی از آتش است و در داخل آن تابوت ، ماری از آتش است که 1000 نیش دارد و طول هر نیش آن 500 متر است ، و لذا خداوند به پیامبر می فرماید : بگو پناه می برم به آفریدگار فلق.یک طایفه از کسانی که اهل این چاه هستند ، شرابخواران می باشند.«فلق یعنی صدع ، صدع به معنای سوراخ در یک چیز سفت و محکم است و مراد این است که در جهنم ، چاهی است که در آن 70 هزار خانه است و در هر خانه 70 هزار اتاق است و در هر اتاق 70 هزار سیاهی است و در هر سیاهی 70 هزار ظرف سم است که همه اهل جهنم باید از اینجا عبور کنند.1» 1)  بحار ـ ج8 ـ مبحث جهنم ـ کفایه الموحدین ـ مبحث نار مصالح ساختمانی قصرهای بهشتیامام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل می کند که فرمودند : خداوند بهشت را با خشتی از طلا و خشتی از نقره آفریده و دیوارهای آن از یاقوت و سقف آن از زبرحد ? و سنگ ریزه های آن از مروارید ? و خاکش از زعفران و مشک ناب است .همچنین شخصی از بلال ? موذن رسول خدا می پرسد ? تو از رسول خدا پرسیده ای بنای بهشت از چیست برای من بیان کن .بلال می گوید : از رسول خدا شنیدم که می فرمود : دیوار بهشت و قصرهای بهشتی یک خشت از طلا و یک خشت از نقره و یک خشت از یاقوت سرخ و یاقوت سبز و یاقوت زرد است .11) بحار ? ج8 ? ص116.درهای بهشتدر مورد درهای بهشت ? چهار آیه در قرآن آمده که سلسله مراتب ورود بهشتیان به بهشت را می رساند . در آیه 73 سوره زمر می فرماید : « حَتّی اِذا جاءُوها وَ فُتِحَتْ اَبْوابُها و قالَ لَهٌمْ خَزَنَتُها سَلامٌ عَلَیْکمْ » : « وقتی که بهشتیان به درهای بهشت می رسند ? درها باز می شوند و نگهبانان و دربانان بهشت به ایشان سلام می دهند. »و در آیه 50 سوره ص می فرماید : « جَنّاتُ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الاَبْوابُ » : « درهای بهشت یا درهای باغهای بهشتی به روی ایشان کاملا باز است . »آیه اول نشان می دهد که خازنان و نگهبان بهشت بی صبرانه در انتظار قدوم میهمانان بهشتی هستند تا با تشریفات مخصوص و سلام و صلوات از ایشان پذیرایی کنند .در أیه دوم نیز می فرماید که خود بهشت در انتظار ایشان است و درهای بهشت گشوده و باز است تا بهشتیان وارد شوند . و در سومین و چهارمین آیه 23 و 24 سوره رعد می فرماید: « ... وَ الْمَلائِکَةُ یَدْخُلوُنَ عَلَیْهِم مِنْ کُلِّ بابٍ سلامٌ عَلَیکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدّارِ »: « ملائکه و فرشتگان از هر دری بر ایشان وارد می گردند و به خاطر صبر و استقامت و پایداریشان بر ایشان ? سلام می دهند و می گویند : سرانجام آخرت شما چه نیکو است .» این آیه نشان می دهد که پس از باز شدن درهای بهشت حالا به امر خدا یا به وسیله ملائکه و خازنان بهشتی ? آن هم پس از انتظار زیاد بهشت و ملائکه برای آمدن میهمانان عزیز ? وقتی وارد بهشت می گردند ? فرشتگان الهی با رویی باز و آغوشی گشوده و با سلام و صلوات از ایشان استقبال می کنند و خوش آمد گویی می کنند و بهشت نیکو و سرانجام خوش را به خاطر صیر و شکیبایی شان بر آنان بشارت می دهند.برای خواندن بقیه مطالب به ادامه مطلب بروید.آسیاب آدم خرد کن در جهنم« در جهنم آسیابی است که بعضی از اهل جهنم را به داخل آن می اندازند ? مثل آرد ? خرد می کند و بیرون می ریزد دوباره آنان به حالت اول بر می گردند ? باز ملائکه غلاظ و شداد آنان را به داخل آسیاب می ریزند و این حالت همچنان ادامه دارد . بعضی از افراد مخصوص این آسیاب ? ظالمین و ستمگران و زورگویان هستند ? و بعضی دیگر وزرا و وکلا و افرادی هستند که دستشان به جایی می رسد و در حق مردم خیانت می کنند و بیت المال را حیف و میل می نمایند »1 1) خصال ج 2 ? ص 142 ? نهج البلاغه ? خطبه 164 سخن امام سجاد پیرامون قبرامام سجاد (ع) هر جمعه در مسجد پیامبر (ص) مردم را با این کلمات موعظه می کرد :ای مردم ! خدا ترس باشید ! بازگشت شما به سوی اوست ? هرکس اینجا کار نیکی کرده است ? آنجا پیش روی خود خواهد یافت و هرکس عمل بد انجام داده ? دوست دارد میان او و اعمال بدش فاصله ی زیادی بیفتد ? خداوند شما را می ترساند.افسوس تو ? ای فرزند آدم که غافلی ! اما از تو غافل نیستند ? مرگ سریعتر از هر چیز به سویت می آید و تو را می جوید و به زودی تو را در خواهد یافت ? و آن هنگام اجلت فرارسیده و تنها به قبرت در آیی و فرشتگان سوال ? برای پرسش و امتحانی سخت نزد تو می آیند.نخستین سوال  از آفریدگاری است که او را پرستش می کردی . و از پیامبری که برای هدایت تو آمده بود و از دینی که بدان پایبند بودی و از کتابی که می خواندی و از امامی  که پیرویش بودی و  از دستوراتش اطاعت می نمودی.آنگاه از عمرت می پرسند که در چه راه مصرف کردی و از مال و ثروتت می پرسند که از کجا آوردی و در چه راه خرج کردی ... پس در خود بنگر و پیش از پرسش آماده ی پاسخ باش!اگر ایمان داری ? خداترس و دین شناسی ? و از پیشوایان راستگو پیروی می کنی و دوستار دوستان خدایی ? نگران مباش خداوند زبانت را به حق گویا خواهد کرد و تو را به بهشت و رضای خویش بشارت خواهد داد و فرشتگان با نعمتهای فراوان به استقبال تو خواهند آمد ? و گرنه زبانت بند آمده و از عهده ی پاسخ بر نخواهی آمد و تو را به آتش وعده خواهد داد و فرشتگان با آب جوشان و آتش سوزان از تو پذیرایی خواهند کرد.11) بحار ? ج6 ? ص 223آیا در بهشت سرویس بهداشتی هم وجود دارد؟در روایت است مردی از پیامبر اکرم (ص) سوال می کند : آیا شما گمان می کنید که بهشتیان می خورند و می آشامند ؟حضرت می فرماید : بله ? قسم به خدا هر فردی در بهشت قوه و قدرت صد مرد را دارد و به اندازه صد نفر غذا می خورد و نوشیدنی می نوشد . بعد او سوال می کند : بهشت که جای پاک و پاکیزه است و جای کثافات و آلودگی نیست ? پس اینها پس از این همه خوردن و نوشیدن احتیاج به دستشویی پیدا کنند چیکار می کنند ؟حضرت می فرماید : آنچه را که خورده اید به صورت عرق خوشبو که بوی مشک و عنبر می دهد ? از بدنشان خارج می گردد ( و دیگر احتیاج به دستشویی ندارد . )1در روایت دیگری است که یک نصرانی از امام باقر (ع) سوال کرد : چگونه است که اهل بهشت غذا و میوه و نوشیدنی می خورند اما تغوّط نمی کنند و به دستشویی نمی روند ؟ در دنیا مثالی برای من بزن.حضرت در پاسخ فرمودند : جنین در شکم مادرش از غذایی که مادرش می خورد او نیز می خورد اما در عین حال تغوّط نیز نمی کند و دستشویی ندارد.21) بحار ? ج8 ? ص149 ? به نقل از تنبیه الخاطر.2) بحار ? ج8 ? ص 122.روایتی ترسناک بعد از مرگبه شما پیشنهاد می کنم که این مطلب را بخوانید ? من که خودم به شخصه خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم.مرحوم آیت الله العظمی حاج سید جمال الدین گلپایگانی می فرمود : من در دوران جوانی که در اصفهان بودم نزد دو استاد بزرگ مرحوم آخوند کاشی و جهانگیر خان قشقایی درس اخلاق و سیر و سلوک می آموختم و آنها مربی من بودند . به من دستور داده بودند که شبهای پنجشنبه و شبهای جمعه در بیرون اصفهان به قبرستان تخت فولاد بروم و قدری در عالم مرگ و ارواح تفکر کنم . عادت من این بود که شبهای پنجشنبه و جمعه به قبرستان تخت فولاد می رفتم و یکی دو ساعت در بین قبرها و در مقبره ها حرکت می کردم و تفکر می نمودم و بعد از آن چند ساعتی استراحت نموده ? و سپس برای نماز شب و مناجات بر می خواستم و نماز صبح را می خواندم و پس از آن به اصفهان بر می گشتم . آیت الله گلپایگانی می فرمود : شبی از شبهای زمستان که هواسرد بود و برف هم می آمد .من برای تفکر در ارواح و ساکنان وادی آن عالم از اصفهان حرکت کردم و به تخت فولاد آمدم و در یکی از حجرات رفتم .و خواستم دستمال خود را بازکرده چند لقمه ای غذا بخورم و بعد بخوابم تا حدود نیمه شب بیدار و مشغول کارها و دستورات خود از عبادت گردم ? در این حال مقبره را زدند تا جنازه ای را که از بستگان صاحبان مقبره بود و از اصفهان آورده بودند ? آنجا بگذارند و شخص قاری قرآن که متصدی مقبره بود مشغول تلاوت شد تا آنها صبح بیایند و جنازه را دفن نمایند. آن جماعت جنازه را گذاردند و رفتند و قاری قرآن هم مشغول تلاوت شد . من همین که دستمال را باز کرده و می خواستم مشغول خوردن غذا شوم ? دیدم که ملائکه عذاب آمدند و مشغول عذاب کردن آن مرده شدند.عین عبارت آن عالم ربانی این است که : چنان گرزهای آتشین بر سر او می زدند که آتش به سوی آسمان زبانه می کشید ? و فریادهایی از این مرده بر می خواست که گویی تمام این قبرستان عظیم را را متزلزل می کرد . نمی دانم اهل چه معصیت بود ؟ از حاکمان جائر و ظالم بود که این طور مستحق عذاب بود ؟ و ابدا قاری قرآن اطلاعی نداشت ? آرام بر سر جنازه نشسته و به تلاوت اشتغال داشت . من از مشاهده ی این منظره از حال رفتم ? بدنم می لرزید ? رنگم پرید و هر چه به قاری قرآن اشاره می کردم که در را باز کن من می خواهم بیرون بروم ? او نمی فهمید ? هر چه می خواستم به اوبگویم زبانم قفل شده بود و حرکت نمی کرد . بالاخره به او فهماندم که چفت در را باز کن ? من می خواهم بروم. گفت : آقا هوا سرد است ُ برف روی زمین را پوشانیده و در راه گرگ است تو را می درد. هرچه می خواستم به او بفهمانم که من طاقت ماندن ندارم ? او ادراک نمی کرد . به ناچار خود را به در اتاق کشاندم ? در را باز کردم و خارج شدم .و تا اصفهان با آنکه مسافت زیادی نیست بسیار به سختی رفتم و چندین بار به زمین خوردم ? رفتم در حجره و یک هفته مریض بودم . مرحوم آخوند کاشی و جهانگیر خان می آمدند حجره و عیادت می کردند و به من دوا می دادند . جهانگیر خان برای من کباب باد می زد و به زور به حلق من فرو می برد تا کم کم قدری قوت گرفتم .1دوستان عزیز این حالت آقای گلپایگانی را مکاشفه می گویند که خداوند به خاطر لطفی که به ایشان داشتند چشمان برزخی ایشان را باز کرد تا توانست این صحنه ها را ببیند.1) جمال عرفان ? ص 69 ? به نقل از معاد شناسی ? ج1 ? ص 142.    -   در محضر لاهوتیان ? ص156پاداش شب زنده داران وروزه دارانرسول اکرم (ص) می فرماید : « در بهشت درختی است که از آن اسبهای ابلق( سیاه و سفید ) با دو بال و با زینهایی از یاقوت بیرون می آیند . اولیای خدا بر آنها سوار می شوند و به هر جای بهشت بخواهند به پرواز در می آیند . اهل بهشت از خدا می پرسند : خدایا ! این بندگان تو چگونه به این مقام و جایگاه رسیده اند که ما از آن محروم هستیم ؟ جواب می شنوند :آنها کسانی هستند که در دنیا شبها از بستر خواب بیرون می آمدند و به نماز و راز و نیاز مشغول بودند ? در حالی که شما در خواب بودید ? و روزها که شما می خوردید و می نوشیدید ? آنها روزه می گرفتند و همیشه از ترس و شوق من می گریستند. »حیوانات دنیایی بهشتیدر روایتی در تفسیر علی بن ابراهیم آمده است که :امام صادق (ع) فرموده : از حیوانات دنیایی در بهشت تنها چند حیوان خواهد بود:1) الاغ بلعم بن باعور ( مشهور به بلعم باعورا )2) ناقه حضرت صالح3)گرگ حضرت یوسف 4) سگ اصحاب کهف.1بعضی هم گفته اند : گوسفند قربانی هابیل و گوسفند قربانی حضرت ابراهیم (ع) که به جای حضرت اسماعیل ذبح کرد وارد بهشت خواهند شد و احتمالا حیوانات دیگری هم باشند.1) تفسیر علی بن ابراهیم ? ص 394    -     بحار ? ج8 ? ص 195لباس اهل جهنم« فَالَّذینَ کَفَروا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیابُ مِنْ نارٍ »1« وَ تَرَی الْمُجْرِمینَ یَوْمَئِذٍ مُقَرَّنینَ فِی الْاَصْفادِ سَرابیلُهُمْ مِنْ قطِرانٍ وَ تَغْشی وُجوهُهُمُ النّارُ »2« کسانی که کافر شدند لباسهایی از آتش برای آنها بریده می شود . و در روز قیامتمجرمان را باهم در غل و زنجیر می بینی که لباسهایشان از ماده چسبنده بدبوی اشتعال زاست و صورتهایشان را آتش می پوشاند . »« قطران » نوعی ماده سیاه رنگ قابل اشتعال است ? چیزی شبیه مخلوطی از قیر و بنزین که خیلی هم بدبو و بدمنظر است و در آتش دوزخ سریعا آتش می گیرد و شعله ور می شود .لباس اهل جهنم یا قطعه هایی از مس و آهن گداخته و سرخ شده است و یا قطران است.امام باقر (ع) می فرماید : « به اهل جهنم هفتاد جامه از آتش می پوشانند و کلاهی از آتش بر سرشان می گذارند.جبرئیل هم به پیامبر اکرم (ص) عرض کرد که : اگر یکی از پیراهن و سرابیل اهل جهنم بین زمین و آسمان آویزان شود ? تمام اهل زمین از بوی بد و حرارت آن می میرند .پیامبر اکرم (ص) با شنیدن این حرف گریه کرد.3 1) حج/19      2) ابراهیم / 50 -493) اقتباس از بحار ? ج8 ? باب النارواقعه عجیب در عالم برزخعلامه سید محمد حسین طباطبایی صاحب تفسیر المیزان نقل کرده که : استاد ما عارف برجسته « حاج میرزا علی آقا قاضی » می گفت : در نجف اشرف در نزدیکی منزل ما ? مادر یکی از دخترهای افَنْدِی ها ( سنّی های دولت عثمانی ) فوت کرد.این دختر در مرگ مادر ? بسیار ضجّه و گریه می کرد ? و جداً ناراحت بود ? و با تشییع کنندگان تا کنار قبر مادرش آمد و آنقدر گریه و ناله کرد که همه ی حاضران به گریه افتادند .هنگامی که جنازه ی مادر را در میان قبر گذاشتند ? دختر فریاد می زد : من از مادرم جدا نمی شوم ? هر چه می خواستند او را آرام کنند ? مفید واقع نشد ? دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا کنند ? ممکن است جانش به خطر بیفتد ? سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند ? و دختر هم پهلوی مادر در قبر بماند ? ولی روی قبر را از خاک انباشته نکنند ? و فقط روی قبر را با تخته ای بپوشانند ? و دریچه ای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید. دختر در شب اول قبر ? کنار مادرخوابید ? فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند به سر دختر چه آمده است ? دیدند تمام موهای سرش سفید شده است.پرسیدند : چرا اینطور شده ای ؟در پاسخ گفت : شب کنار جنازه ی مادرم در قبر خوابیدم ? ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف ایستادند و یک شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد ? آن دو فرشته مشغول سوال از عقاید مادرم شدند و او جواب می داد ? سوال از توحید نمودند ? جواب درست داد ? سوال از نبوت نمودند ? جواب درست داد که پیامبر من محمد بن عبدالله (ص) است .تا اینکه پرسیدند : امام تو کیست ؟آن مرد محترم که در وسط ایستاده بود گفت :« من امام او نیستم » ( آن مرد محترم ? امام علی (ع) بود . ) در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند که آتش آن به سوی آسمان زبانه می کشید.من بر اثر وحشت و ترس زیاد به این وضع که می بینید که همه موهای سرم سفید شده در آمدم.مرحوم قاضی می فرمود : چون تمام طایفه ی آن دختر ? در مذهب اهل تسنّن بودند ? تحت تاثیر این واقعه قرار گرفته و شیعه شدند ( زیرا این واقعه با مذهب تشیَع ? تطبیق می کرد ) و خود آن دختر ? جلوتر از آنها به مذهب تشیّع ? اعتقاد پیدا کرد. 1




تاریخ : پنج شنبه 93/5/16 | 9:20 عصر | نویسنده : mohamad davodi | نظرات ()
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.